تبليغاتX
تندیس عشق

ايام فاطميه داره تموم ميشه، اين يعني خونه خرابي ما. آهاي سيدا چي به روزتون مياد؟!

بي بي داغ کربلا رو از دل خيلي ها برداشته، اين روزا دلا بهونه مدينه رو مي گيره.

بي بي جون اين شبها همه در خونه نيم سوز شمارو ميزنيم ردمون نکني ها.

اين شبها زينب همش بيدار بود، اين شبها که حسين خواب به چشمش نميرفت وميگفت:

مادر شرمنده ام آخه من راضي نيستم توبااين حالت واسه من آب بياري. آخ خدا، زينب

يه نگاه به ذوالفقار ميکرد، يه نگاه به بابا ويه نگاه به بستر مادرش وميگفت: بابا ميگن

تو در خيمه رو يه جا کندي خودت بگو اين حال مادرمه؟؟؟؟!!! حسن ميگفت: بابا تو

پهلوون عربي چرا يه گوشه نشستي بابا، بابا از اون روز نامرد کاري کرد که خودمم

ديگه نمي تونم برم پيش مادرم. تا بدن و توي قبر گذاشتن خواستن بندهاي کفنو باز

کنن صورتو روبه قبله بذارن ، هرکاري کرد امام حسن جلوي بابارو بگيره نذاره بند

کفنو باز کنه نشد: بذار من وا ميکنم م م م م.همچين که بندهاي کفنو باز کرد گفت:

چرا به من نگفتي ي ي؟! گرفتين حرفمووووووو؟؟؟؟وقتي بي بي رو خاک کردن

عزيزاش آمدن هرکي يه مشت خاک ريخت رو قبر. حسن اومد، حسين اومد، کلثوم اومد،

حالا نوبت زينبه. همه ديدن زينب جلو رفت جاي اينکه يه دستي خاک برداره دو

دستي خاک برداشت، به جا اينکه بريزه رو قبر ريخت رو سرش. آي بچه شيعه هرچي

بچه هاش دوست داشتن بلند بلند گريه کنن نشد، پس حالا تو به جا زينب داد بزن، حالا

تو به جا حسين بگومادر.يه جور بگو مادر که چهار ستون بدنت بلرزه از خصم

دشمناي نامردِ ولد زناش.حالا هم ميگم هرچي بي بي کَرَم کرد توي اين فاطميه به منه

سگ روسياش داد مال اونا که نرفتن شيش گوشه رو ببينن. آي کف العباسيا، آي اونا

که هنوز تل زينبيه رو نديديد، آي اونا که ميخواين واسه يه بار شيش گوشه رو ببينيد

بسم الله. هرکه دارد هوس کربُبلا بسم الله./اينم از زبون بي بي اون دم دماي آخر

اون لحظه هايي که ميخواست بره.

اجل بيا که دلم خون وسينه صد چاک است

اجل گذشته کار زِ کار من وحساب من پاک است

براي سرزدن از من توهم مواظب باش

عبور کردن از اين کوچه ها خطرناک است

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 12:9  توسط محمد  | 
 

هرچه دارم همه از کرم عباس است

خلقت جنت حق لطف کم عباس است

نور بر شمس و قمر ماه بنی هاشم داد

عرش یک ذره ز خاک قدم عباس است

نه فقط خلق زمین عبد و غلامش باشند

بخدا خیل ملائک حَشَم عباس است

شیعه از کینه دشمن نهراسد هرگز

دین ما تحت لوای علم عباس است

در صف حشر علمدار شفاعت زهراست

علم فاطمه دست قلم عباس است

نام معشوق مبر نزد من از عشق مگو

عشق دیریست که در پیچ و خم عباس است

ای که حاجت ز حسین میطلبی دقت کن

پرچم شاه به سوی حرم عباس است

کاشف الکرب که غم از دل عالم ببرد

لب خشکیده شش ماهه غم عباس است

بر روی قوس فلک جلوه خونگاه غروب

زخم شمشیر به ابروی خم عباس است

 

التماس دعا از همگی دارم .. من رو هم فراموش نکنید

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 23:18  توسط محمد  | 
 

شبی ساکت و دلگیر

خودم بودم و قلبی که زغم بسته به زنجیر

و نزدیک اذان بود

چو پیچید در آفاق همه نغمه تکبیر

نوشتند که هنگام اذان دست به دامان خدا باش

ومشغول دعا باش

چو باز است به درگاه الهی در رحمت

و آن لحظه بود لحظه شیرین اجابت

شدم گرم عبادت

دو چشمم همه پر اشک شد و روی لبانم همه سوگند

که یا رب تو رهایم کن از این غم

و گفتم به خدا بین دعایم

که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم

همان جا که دل از سوز فراقش شده بی تاب

همان جا که زده دست به دامان زمین خوشه مهتاب

همان بادی سوز و عطش و درد

همان وادی شرمندگی آب

همان وادی پاک حرم حضرت ارباب

همان جا که زمینش همه نور است

پر از شور و شعور است

حماسه است غرور است

شرمنده تر از وادی طور است

و فرش حرمش از پر حور است

و بر مهدی زهرا همه شب راه عبور است

همان جا که حرم خانه دل هاست

و عشقش همه در آب و گل ماست

زیارتگه زهرا عبادتگه موسی است

دخیل حرمش حضرت عیسی است

و زیباست خدا محو تماشاست

که یک سو حرم شاه و یک سو حرم حضرت سقاست

مکانی که قدم رنجه نموده است گل یاس

طوافش کند از عشق و احساس

به لبهاش بود ذکر ابالفضل

و دریای دو چشمش پر الماس

همان کعبه کوچک

..:::کف العباس :::.

مکانی که در آن عشق زند موج

همان جا که زند پر به هوایش دل من هر دم و هر شب

همان جا که به هر جای زمینش هست

نشان از قدم محترم حضرت زینب

همان خاک که هم بدر و احد خندق و احزاب و حنین است

همان جا که زمین معرکه عشق حسین است

همان جا که دل از عالم هستی برباید

خیابان بهشتی که معروف به بین الحرمین است

گفتم به خدا بین دعایم

که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 14:1  توسط محمد  | 
 

می دونی میخوام چی کار کنم

می دونی میخوام کجا برم

میخوام برای کفترا

یه خورده گندم ببرم

اونجا که گنبدش طلاست

با کفتراش پر بزنم

دوسش دارم اماممه

در خونه شو بزنم

بعضی شبا تو خونمون

بابام به مادرم میگه

میخوام برم امام رضا

بخدا دلم تنگه دیگه

بابام میگه امام رضا

مریضا رو شفا میده

دوای درد مردمو از طرف خدا میده

میخوام برم به مشهد ووووووووووووووووووووو

یه هفته اونجاااا بمونم

توحرم امام رضا نماز حاجت بخونم

چی حاجت داری !! قبول شی ؟

لیسانس بگیری ؟ دکتر شی ؟

مهندس بشی ؟ ازدواج کنی !

همسر خوب ، بچه ، خونه

زندگی ، ماشین ، دیگه چی

زیارت

نجف ، کربلا ، مدینه

زینبیه ، رقیه

جانم ، دیگه چی ؟

بگم من چی میخوام ؟

اگه بگن که فقط یه چیز حق داری بخوای

اگه آقامون اومد

چه زنده باشم ، چه مرده

فقط یه مهر تأیید بهم بزنه

هیچی دیگه نمی خوام تو این عالم

یا علی ابن موسی الرضا

به حق پهلوی شکسته مادرت ، زهرا

من نمی دونم اینا چی می خوان

به عشق شما اهل البیت جمع شدن به خدا

عیدی می خوان

هم عید جدت ، آقا رسول الله

هم عید جدت آقا امام صادق

یا علی ابن موسی الرضا

میدونم ، شبهای همه جانبازامون و میخوان

میدونم ، شبهای بیمارا رو میخوان ، میدونم

می خوام چندتا قسمت بدم آقا جان

به حق مادرت ، فاطمه الزهرا

به حق مادربزرگت ، فاطمه بنت اسد

به حق مادرت ، فاطمه ام البنین

به حق خواهرت ، فاطمه معصومه

به حق عمت ، زینب

به حق گلدستت ، آقا امام جواد

به حق عروست ، خانم نرجس خاتون

جااااااااااان

به حق گلت ، مهدی

من نمی دونم اینا چی می خوان

شما می دونی کافیه آقا

اون چیزایی که به صلاحشونه بهشون بده

شب نزدیک عیده ، رسالت داره عید میلاد آقا

عیدی میخوان آقا ، چیز زیاد نمی خوان

عشق

می خوام برم به مشهد و

یه هفته اونجا بمونم

تو حرم امام رضا

نماز حاجت بخونم

بهش بگم امام رضا ، جانم فدات

بهش بگم امام رضا مریضا رو شفا بده

دوای درد مردمو از طرف خدا بده

آقاجون میخوام بیام به مشهدت

به طواف کفترای گنبدت

براشون یه کیسه گندم بیارم

خبر از دردای مردم بیارم

بهشون بگم برام دعا کنن

اونقدر تا که تورو رضا کنم

 

تولد هشتمین اختر تابناک را به همه شیعیان تبریک میگویم

عاجزانه التماس دعا دارم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 22:28  توسط محمد  | 
 

دلت را خانه من کن ، مصفا کردنش با من

به من درد دل افشان کن ، مدارا کردنش با من

اگر گم کرده ای ای دل ، کلید استجابت را

بیا یک لحظه با من باش ، پیدا کردنش با من

بیفشان قطره اشکی ، که من هستم خریدارش

بیاور قطره ای اخلاص ، دریا کردنش با من

اگر درها به رویت بسته شد ، دل بد مکن باز آ

در این خانه دق الباب کن ، وا کردنش با من

به من گو حاجت خود را ، اجابت میکنم آنی

طلب کن آنچه می خواهی ، مهیا کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ ، روشن کن حسابت را

بیاور نیک و بد را جمع و منها کردنش با من

چو خوردی روزی امروز ، من را شکر نعمت کن

غم فردا مخور ، تأمین فردا کردنش با من

به قرآن آیه رحمت ، فراوان است ای انسان

بخوان این آیه ها ، تفسیر و معنا کردنش با من

اگر عمری گنه کردی ، مشو نومید از رحمت

ندامت نامه را بنویس ، امضا کردنش با من

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 14:17  توسط محمد  | 
 

از مشرق قلبم دميده فاطميه

      رخت عزايم كو رسيده فاطميه

كو دستمال اشك من دارم بهانه

      دل باز كرده ياد از غسل شبانه

باز اين دل شوريده ياد يار كرده

      ياد از حكايات در و ديوار كرده

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 11:6  توسط محمد  | 
 

عشق باعث شد که دل سامان گرفت

        پشت درب خانه زهرا(س) جان گرفت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 9:47  توسط محمد  | 
الا بذكر الله تطمئن القلوب


براستي كه با ياد خدا دلها آرام مي گيرد


ذكر خدا در ايام هفته هر روز صد مرتبه


شنبه : يا رب العالمين


يكشنبه: يا ذالجلال و الا كرام


دوشنبه : يا قاضي الحاجات


سه شنبه : يا ارحم الراحمين

 
چهارشنبه : يا حي يا قيوم


پنج شنبه : لا اله الا الله الملك الحق المبين


جمعه : اللهم صل علي محمد و آل محمد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 13:43  توسط محمد  | 


1- توكل در امور
2- راستي در گفتار
3- خدمت به خلق
4- سرعت در خير
5- تقدم بر سلام
6- ادب در كلام
7- تعطيل درانتقام
8- نوازش بر ايتام
9- عطا در مقام
10- امداد بر مظلوم
11- احترام به والدين
12- صبر در مصائب
13- پايداري در حوادث
14- اجتناب از غيبت
15- شفقت با مردم
16- خوشرويي با عيال
17- نصرت بر جهاد
18- وفا بر عهد
19- ملايمت با جهال
20- اصرار در طاعت
21- دادرسي در قضا
22- تامل در جواب
23- مخالفت با نفس
24- نظافت در پوشش
25- جوانمردي با مغلوب
26- سعي دراخلاص
27- كناره جويي از بخل
28- اكرام به ميهمان
29- مصاحبت با نيكان
30- اندازه در معاش
31- دلجويي از غريبان
32- شكر بر نعمت
33- تفكر بر امور
34- قصور در شهوت
35- عفو با قدرت
36- پرهيز از خشم
37- دوري از كبر
38- عيادت از مريض
39- استقامت در كار
40- ايثار بر مساكين

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 13:42  توسط محمد  | 

      روزي كه حضرت محمد (ص) به معراج رفته بود ملكي را ديد كه انگشتان زيادي داشت و با آن انگشتان كاري را انجام مي داد. حضرت سوال كرد چه كار ميكني ايشان فرمودند دارم تعداد دانه هاي باران كه همزمان بر كل زمين مي بارد را مي شمارم حضرت محمد (ص) تعجب كرد و سوال كرد آيا كاري يا چيزي هست كه تو نتواني آنها را بشماري

ملك فرمود : ثواب كسي كه روزي بيش از يازده صلوات بر تو بفرستد را

 نمي توانم بشمار

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 12:0  توسط محمد  | 

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء ( سلام الله عليها)


مَنْ أصْعَدَ إلىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، أهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ أفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) مي فرمايند:


هركس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترين مصلحت ها

 

و بركات خود را براى او تقدير مى نمايد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 14:5  توسط محمد  | 

سینـه ای کـز معـرفت گنجینـه اسـرار بــود


کــی ســـزاوار فشــار آن در و دیــوار بــــود


طـور سینای تجلـی مشعـلی از نــور بـود


سینه سینای عصمت مشتعـل از نـار بود


آن کـه کردی مـاه تابان پیش او پهلو تهـی


از کجـــا پهلــــوی او را تــــاب آن آزار بــــود


نالـه بانـــو زد انـــدر خرمـن هستـی شـرر


گویی اندر طور غم چون نخل آتش بار بود

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 14:1  توسط محمد  | 

 

زهرا عصاره عصمت است. زهرا، يينه پاکي است. زهرا زلال کوثر است. ي هميشه جاري! ي بهار کوتاه! ي ترنم باران وحي! در شکوه مقام تو حيرانم که معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه مي زند. برهوت ين دنيي خاکي شيستگي ميزباني چشمه سار هميشه جاري تو را نداشت. تو که در يينه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر، غريبانه زيستي و در وداع شبانه ات با پهلويي بيمار، خانه گلين را به اميد آغوش بهشتي پدر ترک گفتي...
فرياد مظلوميت
زندگى بانوى بزرگ اسلام با آن كه در جوانى به خزان گراييد، در همان دوران كوتاه، درس هاى فراوانى براى پيروان حضرتش به جا گذاشت. يكى از اين آموزه ها كه سراسر عمر پربركت فاطمه مرضيه (سلام الله عليها) يكصدا و همسو آن را فرياد مى كرد، «اهتمام و جديت نسبت به دين» بوده است.
مظلوميت با همه بخش هاى زندگى صديقه طاهره پيوند خورد، به ويژه حوادث دوران پس از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه همچو تندبادى بر آن «ياس نبى» وزيد و منجر به شهادت دردناك و غم آور آن «ريحانه رسول» گرديد، اما همين مظلوميت هاى پيوسته نيز همگى يك جهت را نشان مى دهد و آن «سوى دين دارى و پايدارى به پاى دين اصيل» است.
- ولادت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) با انزواى مادربزرگوارش ازسوى زنان قريش همراه شد. آنان به دليل ازدواج حضرت خديجه (سلام الله عليها) با پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) با وى قطع رابطه كردند و حاضر نشدند در لحظات دشوار وضع حمل به يارى او بشتابند. بدين شكل زهراى اطهر (سلام الله عليها) در فضايى آكنده از مظلوميت متولد شد. اما پيام اين مظلوميت چيزى نبود جز «دفاع از دين خدا و حمايت از رسول خدا محمد (صلي الله عليه و آله)»
- كودكى فاطمه مرضيه (سلام الله عليها) با دوره نخست تبليغ دين در مكه توأم گرديد. مشاهده پدر كه به ضرب سنگباران زخمى شده يا شكمبه شتر بر سر و روى مباركش ريخته اند، بخشى از سهم كودكى فاطمه (سلام الله عليها) در رسالت دشوار رسول خدا محمد (صلي الله عليه و آله) بود.
اوج اين سختى، در سه سال محاصره در شعب ابى طالب عليه السلام به وقوع پيوست. تلخ كامى هايى كه با مرگ مادر عزيزش، تلخ تر شد. پيام اين دوران نيز در پاسخ نبى اكرم (صلي الله عليه و آله) به وعده هاى فريبنده سران مكه جلوه مى نمود كه فرمود: «اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپم قراردهيد تا امر رسالت الهى را وانهم، چنين نخواهم كرد.»
و اين درس بزرگ استقامت در دين بود.
- آغاز نوجوانى آن حضرت در مدينه با جنگ هاى پى درپى عليه مسلمانان همراه شد. عروس خانه اميرالمؤمنين عليه السلام در غياب همسر خود كه سردار بى بديل سپاه اسلام بود، بارسنگين كارهاى خانه و رسيدگى به فرزندان خردسال را به دوش مى كشيد. داستان دستان زهراى مرضيه (سلام الله عليها) كه از چرخاندن آسياب سنگى زخم شده بود و چادر وصله دار حضرتش كه سلمان را به گريه انداخت، همچنين ماجراى شبهاى خانه على عليه السلام كه فرزندان كوچكش گرسنه سر بر بالين مى گذاشتند، گوشه هايى از درد و رنج نوعروس آسمانى اسلام است كه همگى به پاى نهال نورس اسلام و براى جان گرفتن درخت رسالت بود.
- عزاى غمبار سيدالشهدا عليه السلام كه بزرگترين مصيبت تاريخ بشر است، پيشاپيش خاندان نبوت را به استقبال خود برد.
بر اساس روايات معتبر، جبرئيل براى رسول خدا (صلي الله عليه و آله) خبر از فرزندى آورد كه خداوند متعال به زهراى اطهر (سلام الله عليها) عطا خواهد كرد و امت، او را به شهادت خواهند رساند.
حضرت فاطمه (سلام الله عليها) خواست تا اين تقدير الهى تغييريابد. اما فرشته وحى مجدداً خبر آورد كه پاداش اين امر، استمرار امامت در نسل حسين عليه السلام خواهد بود. ادامه سلسله امامت يعنى به كمال رسيدن كار همه انبياى گذشته.
سخن كه بدين جا رسيد حضرت فاطمه (سلام الله عليها) اين بار سنگين را پذيرفت. اندوه مظلوميت حسين عليه السلام حتى پيش از ولادت، قلب و جان بانوى بزرگ اسلام را آكند و تا آخرين مراحل حيات همراه ايشان بود چنان كه در لحظات سراسر اندوه وداع آن حضرت با همسر مظلومش اميرالمؤمنين عليه السلام از آخرين وصاياى صديقه طاهر ه اين بود:
«... كشته دشمنان در كنار فرات را از ياد مبر.»
اين همه اندوه فقط به پاى دين و براى حفظ آن.
- گذشته از جهت گيرى كلى در زندگانى حضرت زهرا (سلام الله عليها)، تعاليم آن بانو نيز در جهت ترويج و تشويق «اهتمام به دين» قرار داشت. امام عسگرى عليه السلام نقل مى فرمايد: كه روزى خانمى خدمت حضرت زهرا (سلام الله عليها) آمد و سؤالاتى راجع به نماز پرسيد. چون تعداد سؤالات زياد و زمان طولانى شد، زن خجالت كشيد و گفت: بس است ديگر زحمت نمى دهم.
بانوى اسلام فرمود: هرچه مى خواهى بپرس. آيا اگر كسى اجير شود كه بار سنگينى را به بام برساند و يكصدهزار دينار (طلا) اجرت دريافت كند اين كار بر او سخت مى آيد؟... من سزاوارترم كه اين كار بر من گران نيايد. از پدرم رسول خدا (صلي الله عليه و آله) شنيدم كه فرمود: دانشمندان شيعه ما در روز قيامت در حالى محشور مى شوند كه به اندازه فهم و دانش و كوشش آنان در راه ارشاد بندگان، بر قامتشان خلعت هاى كرامت و بزرگوارى افكنده مى شود.
اين نحوه برخورد بانوى بزرگ اسلام، نوعى ارائه الگوى عملى به پيروانش در جهت اهميت دادن به فهم و پرسشگرى دين و فرهنگسازى دراين زمينه است.
در موردى ديگر حضرت زهرا (سلام الله عليها) به خانمى حجت و استدلالى آموخت تا در بحث بر مبلغ معاندى پيروز شود. زمانى كه آن زن پس از غلبه بر مخالف، ابراز شادى زيادى نمود، حضرت به او فرمودند: شادى فرشتگان به واسطه غلبه تو بر آن زن بيش از سرور تو است و غصه شيطان و عوامل او به واسطه حزن آن زن معاند، بيش از غصه خود او است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 13:5  توسط محمد  | 

 

 

گذشت و دل نوازي را اي انسان از درخت آموز

 

 

      كه سايه از سر هـيزم شــكن هم بر نــمي دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 14:16  توسط محمد  | 

         حضرت علي(ع) ميفرمايد:

 

امروز روز عمل است نه حساب

  

    فردا روز حساب است نه عمل

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 14:4  توسط محمد  | 

 

 

 

السلام عليک يا بقيه الله

 

ای شب قدر نهان فاطمه                     مهدی صاحب زمان فاطمه

 

ای که خورشيد از تو باشد آيه ای         يوسف از زيبايی تو سايه ای

 

ای که مور تو سليمانی کند                 خار تو تفسير قرآنی کند

 

ای که عزت از تو می گردد تمام           ای که هستی بهترين حسن ختام

 

انبيا پروانه ای و شمع تو                   چهارده معصوم را يک جمع تو

 

ای قدم هايت صراط المستقيم               خاک بوست بوده جبريل از قديم

 

خوی تو خلق عظيم مصطفی است        خون تو از چشمه خون خداست

 

پلک چشمان تو ستار العيوب              اشک شبهای تو غفار الذنوب

 

خان تو بهر دل آرايی بس است           هجر تو از بهر شيدايی بس است

 

با دمت اموات احيا می کنی                استجابت را تو امضا می کنی

 

سفره احسان تو بی منتهی                ميزبان سفره ات ذکر و دعا

 

ای نفسهای تو سلمان آفرين              ای سخنهای تو قرآن آفرين

 

نور خود بر تو تفکر می کند              سوره حمدت تشکر می کند

 

آية الکرسی ز تو زينت گرفت            آل عمران هم ز تو قيمت گرفت

 

سوره انعام شد يک نعمت ات            مائده يک لقمه پربرکت ات

 

سوره توبه ز هجرت ندبه کرد           تا که خود را باب شهر توبه کرد

 

سوره اسرا ز تو شد تاج عشق         ديدن رخسار تو  معراج عشق

 

سوره کهف آمده با سوز و آه           تا مگر او را دهي بر خود پناه

 

السلام ای سوره نور نخست            سوره يس سلام حق به توست

 

سوره سجده به پايت سجده کرد       آمدی خلقت برايت سجده کرد

 

سوره يوسف بود شرح فراق          آيه هايش بر تو دارد اشتياق

 

سوره مريم به وصف مادرت          سوره طه حديث ديگرت

 

سوره جمعه بود مشتاق تو            گشته ای آرام دل عشاق تو

 

سوره والعصر نامی از شماست      نام زيبای تو سوگند خداست

 

شد نمازم سوره المومنون             خط مشی ات سوره الکافرون

 

سوره صف، صف نشين کوی تو     سوره حشر آمده هم خوی تو

 

سوره زيبای، تبت مو به مو           لعن و نفرين تو باشد بر عدو

 

مهديا سرپوش خشم حق تويی       صاحب الامر خدا مطلق تويی

 

ای اميد زندگی عالمين                  ای صفای روضه عشق حسين

 

ای بهار زندگي ميلاد تو                عشق بازی مي کنم با ياد تو

 

آرزو دارم من ماتم زده                   تا بميرم در ميان می کده

 

اسم تو باشد کنار اسم من              غسل ميت خود دهی بر جسم من

 

جای هر چيزی به من ايمان بده       عشق قرآن را به من ارزان بده

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 15:50  توسط محمد  | 

 

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای را بالا ببری...

                                                                                  استاد علی شریعتی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 9:16  توسط محمد  |